امروز : چهارشنبه, 04 بهمن 1396

همجنس گرایی یا همجنس خواهی و درمان آن با هیپنوتیزم درمانی

درمان همجنس گرایی و همجنس خواهی

همجنس خواهی یا همجنس گرایی نوعی انحراف جنسی است که فرد علی رغم سلامت جسمانی به همجنس خود تمایل جنسی پیدا می کند.این تمایلات همجنس خواهانه می تواند یا به صورت افکار وسواس گونه جنسی به همجنس و یا انجام عمل جنسی برای رسیدن به لذت جنسی باشد.

از جمله مهمترین عوامل همجنس خواهی یا همجنس گرایی تجربیات دوران گذشته فرد مانند تجاوز جنسی، تجربیات همجنس بازی توام با کنجکاوی دوران خرد سالی، عدم توانایی در ایجاد ارتباط با جنس مخالف، و متاسفانه نگرش حمایت آمیز و همچنین قانونی جلوه دادن همجنس بازی و ایجاد حس همجنس خواهی و همجنس گرایی در بعضی از جوامع و غیره می باشد.

به نظر می رسد همجنس گرایی یا همجنس خواهی تشابه بسیار زیادی با اعتیاد دارد. یک فرد معتاد علاوه بر وابستگی جسمانی، دارای وابستگی روانی به مواد مخدر است. در واقع فرایند اعتیاد به این صورت است که فرد معتاد پس از مصرف مواد و اولین تجربه لذت بخش روانی، وابستگی جسمانی به آن ماده پیدا می کند. یک فرد همجنس خواه که دارای تمایلات همجنس خواهی یا همجنس گرایی است نیز پس از تجربه ی هم جنس بازی، با تغییر و تحولات جسمانی (عادت های جسمانی) روبرو میشود و پس از آن از نظر روانی در او وابستگی و میل به همجنس گرا بوجود می آید.
درمانهمجنس گرایی یاهمجنس خواهی : در صورتی که فرد تمایل به درمان همجنس خواهی یا همجنس گرایی داشته باشد به راحتی میتوان بوسیله هیپنوتیزم درمانی و مشاوره روانشناسی و روان درمانی تمایلات همجنس خواهانه را از بین برد و تمایل به جنس مخالف را در فرد به وجود آورد.

نکاتی برای درمان همجنس گرایی

این مقاله توسط دیگران نگارش شده است. برا دیدن مقاله دکتر نجفی توانا در مورد درمان همجنس گرایی، اینجا کلیک کنید.

درمان همجنس گرایی

قبل از هر اقدامي چه خوب است با مراجعه به روان پزشك و انجام برخي معاينات و آزمايشات، از ترشح عادي و نرمال غدد درونريز خود مطمئن شويد. چه بسا در اثر ترشح غيرعادي غدد درون ريز تمایلات همجنس گرایانه به وجود آمده و با تنظيم ترشح غدد با مصرف دارو تمايلات جنسي شما نرمال شده و به سادگي درمان خواهد شد. يادآوري مي شود که به هیچ وجه از مراجعه به روان پزشك امتناع نكنيد و خجالت نكشيد، زیرا این مسأله يك مشكل فکری و یا جسمی است و همچون ديگر مشكلات، کاملا قابل درمان میباشد و بايد قبل از تشديد بيماري، آن را حل كرد.

 

 

 

عدم توجه به افکار همجنس گرایانه:

هیچ گاه به خود تلقین نکنید که: «من به جنس مخالف هیچ علاقه‌ای ندارم و نمی‌توانم این علاقه را در خودم ایجاد کنم». هیچ گاه به خود تلقین نکنید که «همجنس گرایی و تمایل به برقراری رابطه با همجنسان در وجود من نهادینه شده است و امکان تغییر آن وجود ندارد»، چون اولا این گونه نیست و شما با تلاش خود می‌توانید این مشکل را برطرف سازید، و ثانیا، این تصور جلوی هر گونه تلاش شما برای تغییر را می‌گیرد.
مبازره با شیطان:

گاهي اوقات شيطان براي وادار کردن آدمي به گناه از اين کانال بهره مي گيرد يعني مسير هر گناهي را به شکلي هموار مي سازد. در اينجا نيز مسير آلوده شدن به برخي گناهان از کانال پشت کردن به جنس مخالف و ازدواج مي گذرد و اين نوع افکار و ذهنيت مقدمه ي ورود به آن وادي است بايد با اين گونه افکار که جز افکار شيطاني نام ديگري بر آن نمي توان نهاد به مقابله پرداخت. ذره اي در شيطاني بودن اين افکار ترديد نداشته باشيد.
تصویر پردازی:

صحنه هائي از زندگي که در آن شخص همجنس گرا نقش يک مرد، پدر، همسر و پسر خانواده را بر عهده دارد تصور کند و به آن بال و پر دهد و نقش خود را پر رنگ و کاملا مردانه بيان کند. لازم است اين تصوير گري را در قالب ذهن پروري و نوشته ها و رفتار روزانه و تمام حالات واقعي و خيالي و... استمرار دهيد. در يک کلام به مرد بودن خود فکر کنید، و همانگونه عمل نمایید. زندگي مردانه و اجتماعي خود را تعقيب کنید. اگر شش ماه با اين طرز تفكر زندگي كنید براي هميشه از آن افكار رهائي خواهید يافت.
اجتناب از نگاه شهوت‌آمیز به پسرها:

مراقب نگاه خود باشید و همان طور که از نگاه شهوت آمیز به جنس مخالف اجتناب می‌کنید از نگاه هوس آلود به پسرها نیز بپرهیزید. چون از نظر شرعی، نگاه از روی شهوت به همجنس هم حرام است. رسول اکرم (صلی الله وعلیه وآله) فتنه جوان زیبا را از فتنه دختر باکره بیش‌تر دانسته است (وسائل الشیعه، ج 14، ص 257).
دوری از محیط های آلوده:

ازتمام ارتباطها، مكانها و موقعيت هائي كه انديشه های همجنس گرایی را تداعي مي كند اجتناب کنید.

کنترل ذهن:

افکار خود را کنترل کنید. سعی کنید به افکار هوس‌آلود در مورد رابطه جنسی با همجنس فکر نکنید. هیچگاه در ذهنتان به این افکار بال و پر ندهید و آن را برای خود نیارایید. برای این کار، تلاش کنید تنها نمانید، چون این گونه افکار بیشتر در هنگام تنهایی به سراغ انسان می‌آید. اگر این افکار، به طور ناخواسته به سراغتان آمد، آن را قطع کنید، از جای خود برخیزید و به میان دوستان یا اهل خانواده بروید و تا زمانی که این افکار کاملا از ذهنتان خارج نشده، جمع دوستان یا خانواده را ترک نکنید.

پرهیز از بیکاری:

نهایت تلاش خود را بکنید که بیکار نباشید. برای این کار، برای ساعات شبانه روز خود برنامه ریزی کنید. اوقات خود را با مطالعه، کار، گردش با دوستان، ورزش، و... پر کنید.

افزایش ارتباطات:

روابط اجتماعی‌تان را گسترش دهید. سعی کنید روابطتان را با دوستان و همکلاسی‌های خوبی که دارید توسعه دهید. با آنان به گردش، سینما، کوهنوردی، شنا، و... بروید و از تنها ماندن دوری کنید. به هر حال، سعی کنید تا حد امکان از انزوا و گوشه‌گیری به در آیید.

در روزها و موقعيت هاي نخستين، عمل كردن به اين راهكارها و دل بريدن از اين حالت سخت و چه بسا ناممكن جلوه میكند اما بايد توجه داشته باشيد كه به گفته ي حضرت علي(ع) «با ارزش ترين كارها دشوارترين آنهاست» این گفته نشان از ارزشمندي و اهميت تصميم شخص دارد و  لذا بايد در مسير عمل كردن به اين تصميم بجا و ارزشمند گامهاي بهتر و بلندتری بردارید.

روشهای درمان همجنس گرایی

این مقاله توسط دیگران نگارش شده است. برا دیدن مقاله دکتر نجفی توانا در مورد درمان همجنس گرایی، اینجا کلیک کنید.

درمان همجنس گرایی

مقصود از گرایش جنسی این است که شخص از لحاظ جنسی تا چه اندازه مجذوب افراد همجنس یا دگرجنس با خود می شود. بیشتر دانشمندان علوم رفتاری، همانند آلفرد کینزی، پیشگام پژوهشهای جنسی در دهه ی 1940، گرایش جنسی را پیوستاری از همجنس خواهی محض تا دگرجنس خواهی محض می بینند. برای مثال در مقیاس 7 درجه ای کینزی، کسانی که فقط مجذوب افراد جنس مخالف می شوند و از لحاظ جنسی فقط با چنین افرادی آمیزش دارند در انتهای دگرجنس خواهی این پیوستار قرار می گیرند (طبقه صفر)، و کسانی هم که منحصراً مجذوب افراد همجنس خود شده و فقط مایل به رابطه جنسی با این افراد هستند، در انتهای همجنس خواهی (طبقه 6) این پیوستار قرار دارند. افرادی که در طبقه 2 تا 4 جای دارند غالباً به عنوان دو جنس خواه محسوب می شوند. چنین روشی مسئله را بیش از حد ساده جلوه می دهد. چون گرایش جنسی شامل مؤلفه های متمایز گوناگونی است مانند کشش شهوانی یا میل جنسی، رفتار جنسی، جاذبه عاشقانه، و ارزیابی خود به عنوان دگرجنس خواه، همجنس خواه یا دوجنس خواه. چندان هم غیر عادی نیست که فردی از لحاظ مؤلفه های گوناگون در نقاط مختلف این مقیاس قرار گیرد. برای مثال، بسیاری از کسانی که از نظر جنسی مجذوب همجنسان خود می شوند ممکن است هرگز درگیر رفتارهای همجنس گرایانه نشوند، و بسیاری دیگر که تجارب همجنس گرا داشته اند خود را همجنس گرا یا دوجنس گرا ندانند. مسئله وقتی پیچیده تر می شود که با گذشت زمان از لحاظ مؤلفه های گرایش جنسی تغییر وضعیت دهند. فراوانی گرایش های جنسی گوناگون: در زمینه یابی تازه ای درباره مسائل جنسی در ایالات متحده، 10.1 درصد از مردان بزرگسال و 8.6 درصد زنان بزرگسال حداقل یکی از وضعیت های زیر را در مورد خود صادق دانستند: (الف) اخیراً «بیشتر» یا «فقط» به همجنسان خود گرایش پیدا کرده اند؛ (ب) رابطه جنسی با همجنس را «تاحدودی» یا «بسیار» جذاب یافته اند؛ (ج) از 18 سالگی درگیر رابطه جنسی با همجنس خود بوه اند (لومان، گانیون، مایکل و مایکلز 1994). این ارقام درحد درصد مردمانی است که گزارش کرده اند چپ دست هستند (حدود 8 درصد). در مورد هویت شخصی، 2.8 درصد مردان و 1.4 درصد زنان خود را همجنس خواه یا هردو جنس خواه می دانند- در حد درصدی از مردم ایالات متحده که خود را یهودی می دانند (2 تا 3 درصد). به قول پژوهشگران بررسی بالا، این درصد ها برآورد کمینه ای از ارقام واقعی به دست می دهند، زیرا بسیاری از مردم اکراه دارند به وجود امیال و رفتارهائی در خود اذعان کنند که عده ای آنها را بیمارگونه و غیر اخلاقی می دانند. این مسئله در زمینه یابی فوق، حادتر هم بود، چون با افراد در منزلشان مصاحبه می شد و حفظ حالت محرمانه هم همیشه امکان نداشت تا جائی که در 20 درصد مصاحبه ها، دیگر افراد خانواده و حتی کودکان نیز حضور داشتند. ارتباط با کودکی: عوامل تعیین کننده گرایش جنسی –خصوصاً همجنس گرائی- اخیراً موضوع مورد بحث متخصصان علوم رفتاری و رسانه های گروهی بوده است. موضوع اصلی این مباحث مسئله ی «طبیعت» یا «تربیت» بود. آیا گرایش جنسی بزرگسالان را اصولاً تجربه های اولیه زندگی آنها تعیین می کند یا تأثیرات زیست شناختی فطری از قبیل هورمونها و ژنها؟ بهترین شواهد در زمینه ی تأثیر تجربه های آغازین زندگی، حاصل مصاحبه با حدود 1000 مرد و زن همجنس خواه است که در ناحیه خلیج سانفرانسیسکو زندگی می کردند (بل، واینبرگ و همراسمیت، a1981). این پژوهش فقط یکی از عوامل اساسی را که پیش بینی کننده ی گرایشهای همجنس خواهی در بزرگسالان مرد وزن است آشکار ساخت: ناهمنوائی جنسیتی در دوره کودکی. وقتی از این افراد سؤال شد که در دوره کودکی از چه نوع فعالیت هائی لذت برده یا لذت نبرده است، زنان و مردان همجنس خواه در مقایسه با زنان و مردان دگرجنس خواه گزارش کردند که از فعالیت های ویژه جنس خود کمتر و از فعالیت های خاص جنس مخالف بیشتر لذت برده اند. همچنین معلوم شد مردان و زنان همجنس خواه کمتر از گروه دیگر در کودکی خصوصیات مردانه (درمورد مردان) یا زنانه (در مورد زنان) داشته اند. علاوه بر این ناهمنوایی جنسیتی، مردان و زنان همجنس خواه در کودکی گرایش بیشتری داشتند به اینکه دوستان خود را از میان افراد جنس مخالف برگزینند. در اینجا به دو نکته حائز اهمیت بر می خوریم: نخست اینکه یافته ها هم بسیار روشن و هم در مورد مردان و زنان به طور یکسان صادقند: فقط حدود 37 درصد مردان و زنان همجنس خواه از فعالیت های ویژه جنس خود در دوره کودکی لذت برده بودند، در حالی که رقم مشابه برای افراد دگرجنس خواه 85 تا 90 درصد بود. درواقع، مردان همجنس خواه از فعالیت های خاص پسران (از قبیل فوتبال و بیسبال) کمتر از زنان دگرجنس خواه لذت برده بودند. دوم اینکه به رغم گویا بودن یافته ها، باز هم به استثناهای فراوانی بر می خوریم. البته، 44 درصد مردان همجنس خواه در مقایسه با 92 درصد مردان دگرجنس خواه گزارش کردند که در دوره کودکی حالت مردانه داشتند. اینکه ناهمنوایی هویت جنسی در دوره کودکی توان پیش بینی همجنس خواهی در دوره بزرگسالی را دارد در چند بررسی دیگر نیز تأیید شده است (بیلی و زاکر، 1995). از جمله بررسیهایی که در آنها گروهی پسر ناهمنوا از لحاظ جنسیتی انتخاب و تا مرحله بزرگسالی پیگیری شده اند (زاکر، 1990، گرین، 1987). علاوه بر یافته هایی در زمینه ی ناهمنوایی جنسیتی، بررسی خلیج سانفرانسیسکو یافته های منفی مهمی نیز داشته که بر نظریه های رایج درباره پیشایندهای گرایش به همجنس خواهی سایه ی تردید می افکند. اینک مثالها: · همانندسازی شخص با والد غیرهمجنس خود در جریان رشد، تأثیر شایان توجهی در همجنس خواه یا دگر جنس خواه بودن وی ندارد. این یافته مباین با نظریه روانکاوی فروید و دگر نظریه های مبتنی بر نظام روان پریشی خانواده در دوره کودکی است. درست است که طبق پیش بینی مکتب روانکاوی، مردان همجنس خواه در مقایسه با مردان دگرجنس خواه، رابطه ی ضعیف تری با پدر خود گزارش می کنند، اما این مطلب در مورد زنان همجنس خواه در مقایسه با زنان دگرجنس خواه نیز صادق بود. به علاوه، یافته ها حاکی از آن است که رابطه ی ضعیف پدر– فرزندی تعیین کننده ی همجنس خواهی فرزند نیست، بلکه خود ناشی از این است که پدر، کودکی را که ناهمنوایی جنسیتی نشان دهد، دوست ندارد، به ویژه پسری را که رفتار زنانه داشته باشد. در اصل پدران کمتر از مادران در مورد ناهمنوایی جنسیتی اغماض می کنند. · در اینکه نخستین تجربه ی جنسی شخص با همجنس خود بوده باشد یا نه تفاوتی بین مردان و زنان همجنس خواه با دگرجنس خواه دیده نشد. به علاوه، همجنس خواهان از تجربه های دگرجنس خواهانه در سالهای کودکی و نوجوانی نه بی بهره بودند و نه چنین تجاربی را نامطبوع یافته بودند. · گرایش جنسی معمولاً در نوجوانی شکل می گیرد، هرچند نوجوان هنوز از نظر جنسی فعال نشده باشد. مردان و زنان همجنس خواه نوعاً سه سال پیش از اولین فعالیت همجنس خواهی «پیش رفته ی» خود، معمولاً مجذوب فردی از همجنسان خود می شوند. دو یافته ی فوق حاکی از آنند که به طور کلی، نه فعالیت های همجنس خواهی بلکه احساسات همجنس خواهی است که نقش قطعی در گرایش جنسی در بزرگسالی دارد. بر مبنای این دو یافته هرگونه نظریه یادگیری رفتاری در توجیه گرایش جنسی مردود شناخته می شود، از جمله این اعتقاد رایج عامیانه که همجنس خواه شدن شخص معلول، «اغوا شدن» توسط فردی همجنس، یا والد، معلم، یا فردی دوست داشتنی و همجنس خواه است. داده های بین فرهنگی نیز با این نتیجه گیری ما هماهنگ است. برای مثال، در فرهنگ مردم سامبیا در گینه ی نو، تمامی پسرها، پیش از بلوغ تا اواخر نوجوانی، صرفاً به فعالیت های همجنس خواهانه می پردازند. اما در این مرحله، همگی ازدواج می کنند و افرادی کاملا دگرجنس خواه می شوند (هرت، 1987، 1984). نکته ی آخر اینکه تمامی بررسیها حاکی از آن است که گرایش جنسی، نوعی انتخاب شخصی نیست. مرد و زن همجنس خواه شخصاً این این راه را بر نمی گزیند تا احساس جنسی نسبت به افراد همجنس خود داشته باشد، کما اینکه دگرجنس خواه نیز احساس مثبت نسبت به جنس مخالف را شخصاً انتخاب نمی کند. در این مورد دانشمندان علوم رفتاری در میزان تأثیر طبیعت یا تربیت اختلاف نظر دارند و بحث بر سر این است که تعیین کننده های اصلی گرایش جنسی، درعوامل زیست شناختی ریشه دارند یا در تجربه. اما عامه ی مردم به خطا این سؤال را به این صورت مطرح می کنند که آیا گرایش جنسی را متغیر هایی خارج از کنترل فرد تعیین می کنند یا فرد در انتخاب آن آزاد است؟ واضح است که این سؤال همان سؤال قبلی نیست. از آنجا که نتایج بررسی سانفرانسیسکو عملاً بر تمامی نظریه های مدعی تبیین همجنس خواهی بر پایه ی تجارب کودکی یا نوجوانی خط بطلان کشید، پژوهشگران این نظر را پیش کشیدند که بنیان ناهمنوایی جنسیتی در دوره ی کودکی و همچنین گرایش به همجنس خواهی در بزرگسالی را احتمالاً باید در زیست شناسی ساخت فطری پیش از تولد فرد جستجو کرد..

شناخت همجنس خواهی

این مقاله توسط دیگران نگارش شده است. برا دیدن مقاله دکتر نجفی توانا در مورد درمان همجنس گرایی، اینجا کلیک کنید.

چرا همجنس گرایی و همجنس بازی شرعا ، قانونا و علما درست نیست؟

تا به این لحظه مقوله همجنس گرایی توانسته برای خود شهرت بسیار زیادی بر هم زند. طرفداران این گروه معتقدند که چون در عصر کنونی دیگر خبری از برده داری نیست و زنان نیز به آزادی و دموکراسی دست پیدا کرده اند پس دیگر وقت آن فرا رسیده است که همجنس گرایان نیز به حقوق مقتضی خود برسند. به نظر می رسد که جو حاکم بر جوامع نیز به سوی پذیرش یک چنین نظریات پوچ و بی اساسی پیش می رود. این روزها جمع کثیری از همجنس گرایان را مشاهده می کنیم که در ملاء عام در انظار عمومی ظاهر شده و بدوم هیچ ابایی همجنس بودن خود را به صورت آشکارا اظهار می دارند. در بخش های وسیعی از کشورهای غربی، زوج های همجنس مانند زوج های غیر همجنس به رسمیت شناخته می شوند و از امنیت و رفاه اجتماعی کامل نیز برخوردار هستند. برخی از رهبران کلیساها همجنس گرایان را مورد تایید خود قرار میدهند و برای اعظای همجنس گرای کلیسا دعا کرده و از خداوند برایشان خواستار موهبت و برکت می شوند.

عقیده اکثر همجنس گرایان بر این اصول استوار است که...
1. آنها اینگونه متولد شده اند.
2. نه در داخل رابطه کسی آسیب می بیند و نه در خارج از رابطه به کسی صدمه زده می شود.
3. هنگامیکه دو طرف درگیر در رابطه، احساس خوبی نسبت به یکدیگر دارند؛ دیگران حق دخالت در امور آنها را ندارند.
4. همجنس گرایی و غیر همجنس خواهی به یک اندازه معتبر بوده و باید با دید یکسان به آنها نگاه کرد.


اینگونه متولد شده اند؟
از روزی که بشر برای نخستین بار پا بر روی این کره خاکی نهاده است، تا بدین لحظه همواره شاهد تبعیض های بسیار زیادی در میان توده های مختلف اجتماعی از جمله زنان، سیاه پوستان و معلولین بوده ایم. همجنس گرایان نیز از این مطلب به نفع خود بهرداری کرده اند و خواست اولیه خود را بر این اصل استوار نموده اند که چون گروههای مورد تبعیض قرار گرفته، نهایتا به حقوق خود دست پیدا کرده اند، اینک نوبت به خودشان رسیده که از امتیازات یکسان اجتماعی برخوردار گردند. اما اگر بخواهیم بر اساس آموزش های مذهبی تصمیم گیری نماییم بی شک چیزی بر خلاف این مطلب استنباط خواهد شد...

"جنسیت، نژاد و ناتوانی جسمی در این مورد هستند که یک انسان چگونه است؛ اما در مقابل همجنس گرایی مربوط می شود به اینکه یک انسان تصمیم می گیرد چه کاری انجام می دهد."

از سوی دیگر همجنس گرایان مدعی هستند که پژوهش های علمی ثابت می کنند که چنین گرایش هایی دارای خواستگاه بیولوژیکی در بدن انسان می باشند.

3 تحقیق مختلف از سوی فعالان "حقوق همجنس گرایان" برای حمایت از نظریه مطرح شده در بالا انجام گرفته است که به شرح زیر می باشند: بررسی کروموزوم X ، تحقیق بر روی عملکرد هیپوتالاموس، تحقیق بر روی دوقلوهای همسان همجنس باز.

در تمام کاوش های به عمل آمده نتیجه مشابه بوده؛ البته نباید فراموش کرد که در هر سه مطالعه، محققان به شخصه همجنس گرا بودند. از این گذشته باید توجه داشت که مطالعات آنها توسط محققان دیگر موشکافی و تجزیه و تحلیل نشده است. همچنین رسانه های گروهی هیچ اشاره ای به متدهای به کار رفته در این پژوهش ها نکرده اند و گمان می رود که نتیجه بررسی ها چیزی بیش از یک تصور ساده اندیشانه نباشد. هیچ مدرک موثقی وجود ندارد که اثبات کند همجنس گرایی به دلیل وجود ژن های معینی در بدن انسان بروز می کند.

با توجه به عوامل بیولوژیک و اجتماعی هیچ عذر و بهانه قانع کننده ای وجود ندارد که همجنس گرایان با اتکا به آن بتوانند رفتار خود را توجیه نمایند. برای درک بهتر این قضیه می توان از این مثال بهره گرفت: متهمان بسیار زیادی در سطح جامعه وجود دارند که به سرقت اشیاء و یا مشروب خواری اعتیاد دارند اما این امر سبب نمی شود که اصل حق انتخاب از آنها سلب شود. خودشان می توانند تصمیم بگیرند که این کار را انجام دهند یا خیر. جامعه نیز هنوز خود همین افراد را مسئول مستقیم جرایمشان می داند و خودشان به تنهایی باید در قبال کارهایشان پاسخگو باشند.

ارائه آموزش های بنیادین در مورد ازدواج، زندگی مشترک و مسائل جنسی از قدیم الایام رواج داشته به طوریکه حتی می توان نمونه های آنرا در کتب آسمانی نیز پیدا کرد. در بخش هایی می خوانیم که خداوند مرد و زن را آفرید تا این دو جنس در زندگی مکمل یکدیگر باشند؛ به همین دلیل هم هست که خداوند ابتدا آدم و سپس حوا را خلق نمود نه "آدم و نقی" یا "نرگس و حوا".

برای یک ازدواج سالم و معقول طرفین باید از دو جنس مختلف باشند. در اثبات این نظریه دلایل بسیار زیادی وجود دارند که ما در این قسمت به پاره ای از آنها اشاره مختصری خواهیم داشت.


1. ساختار آناتومی بدن انسان برای برقراری ارتباط جنسی میان یک زن و یک مرد طراحی شده و علم زیست شناسی ارتباط میان زن و مرد را تایید می کند. هیچ عامل بیولوژیکی ارتباط همجنس گرایانه را تایید و حمایت نمی کند.
2. آمیزش جنس مذکر و مونث (حتی در حیوانات) آنها را قادر می سازد که تولید مثل کرده و زاد و ولد نمایند. در کتاب های آسمانی نیز می خوانیم که "بارور شوید، تولید مثل کنید و در تمام زمین پراکنده شوید." این پیامی است که قرن ها پیش زمانیکه نوح و قومش توانستند از آن طوفان سهمگن جان سالم به در برند بر آنها نازل شد. اما زاد و ولد و تولید مثل تنها دلیلی نیست که خداوند انسان را از دو جنس مذکر و مونث آفریده . گزارش های (BUWA) از این قرار است که صمیمیتی که از طریق گرایش های جنسی میان زن و شوهر به وجود می آید دارای فواید بیشماری برای هر دو طرف می باشد و از سوی خداوند برای ایجاد پیوند های محکم تر، لذت و خوشی، و نهایتا تولید مثل در وجود آنها قرار گرفته است.
3. همچنین خدواند به زن و مرد وظایفی را محول نموده که هر یک بتواند مکمل دیگری بوده و زندگی همزیستی مناسبی را در کنار یکدیگر داشته باشند. خانم ها در مواردی که آقایون ناتوان هستند به آنها کمک می کنند و بالعکس مردها نیز در مسائلی که خانم ها قادر به انجام آن نیستند، آنها را کمک می کنند و وظایف هیچ یک نسبت به دیگری برتری ندارد و هر دو در یک سطح قرار دارند. با به کار گیری این روش همواره روح امید و تجلی در زندگی آنها زنده نگه داشته خواهد شد.

براي مطالعه درمان همجنس گرايي كليك كنيد.

می دانم، می خواهم،
اما نمی توانم!

 
"می دانم مشکلم چیست و می خواهم از آن رها شوم و یا درمانش کنم، و برای درمان آنها از همه روشها استفاده نموده ام با این وجود نمی توانم."
مثلا"، وسواس شستن و یا ترسهای غیر معقول و یا عدم اعتماد بنفس و غیره . با اینکه می دانیم این رفتارها یا احساسات غیر منطقی است، با این حال قادر به رهایی و یا کنترل آنها نیستیم.
بنابراین می توان گفت بسیاری از احساسات،هیجانات،و افکار ما ریشه در ناخوداگاه دارد.اگر چه در نهایت ما مسئول اعمال خود در جامعه و در تعامل با دیگران می باشیم.

هیپنوتیزم چیست؟

هیپنوتیزم به همراه روان درمانی سریع ترین و قویترین روش درمان مشکلات حل نشده شماست.
هیپنوتیزم به شما قدرت توانستن می دهد.
هیپنوتیزم به همراه روان درمانی در درمان اختلالات روانی و جنسی همانند جراحی است.


توجه


اگر تاکنون با روش های دیگر پزشکی و روانشناسی و غیره نتیجه ای نگرفته اید، هیپنوتیزم درمانی به همراه مشاوره روانشناسی و روان درمانی می تواند برای درمان مشکلات شما بهترین و موثرترین راه باشد.


مشاوره خانواده
و
مشاوره قبل و بعد از ازدواج و انجام کلیه آزمونهای شخصیت و هوش

مشاوره   22899147

توجه: مطالب این سایت بر اساس تجربیات بالینی و درمانی چندین ساله دکتر نجفی توانا نگاشته شده است و بدور از هر گونه اقتباس یا برداشت از کتابها و یا نظریات دیگر اندیشمندان می باشد.و هر جا مقاله و یا مطلبی متعلق به دیگران باشد در بالای آن عبارت "مطالب دیگران" ذکر شده است.